خوش آمدید

جستجو

تبلیغات





نرجس خاتون کیست -داستان ازدواج امام حسن عسکری

    نرجس خاتون کیست -داستان ازدواج امام حسن عسکری

    خلاصه زندگی "ملیکا"سال ورودبه سامرا وسال ازدواج 

    ملیکا-نوه قیصرروم"یشوعا"بودپدر حضرت نرجس و پسر قیصر روم آمده است.

    نرجسن درسال٢۵٣ به اسارت درآمد
    درکتاب"الکامل‌ فی‌ التاریخ‌"ابن‌اثیر آمده‌: در جریان‌ جنگی‌ بسیار سخت که‌ در سال‌ ٢۵٣ بین سلیمان بن عمران الاذی و عنتره درگرفت و افراد زیادی کشته و اسیر شدند. در این جنگ، پیروزی با سلیمان بود و از بزرگان هم بیش از 100 نفر اسیر شدند. و برخی‌ از شاهزادگان‌ و بزرگان‌ در آن‌ به‌ اسارت‌ مسلمانان‌ در آمدند; نـرجس‌ به‌ جمع‌ اسیـران‌ پیوسته‌ و به‌عنوان‌ کنیز در معرض‌ فروش‌ قرار می‌گیرد.
    اسارت نرجس خاتون درچه سالی بوده
    حضور نرجس در خانة اهل بیت حداقل از سال 253ق. اثبات شده است، تولد امام زمان(ع) در سال 255ق  بوده است ، با تطبیق حوادث و رخدادهای دهة پنجاه و جنگ اعراب و روم، اسارت او به دست مسلمانان در همین سال‌ها بود.
    در زمان حیات امام هادی وامام حسن عسکری (ع) جنگهای‌ بین‌ مسلمانان‌ و رومیها در کتب‌ تاریخی‌ اسلام‌ و غرب‌ ذکر شده‌ است‌ که‌ با توجه‌ به‌ آنها می‌توان‌ به‌ صحت‌ خـروج‌ بانو نـرجس‌ از روم‌ به‌ سوی‌ سامـرا پی‌ بـرد.از طرفی برای اثبات وجود جنگ میان رومیان ومسلمانان به راحتی میتوان از روی وقایعی که رخ میداده این ادعا را ثابت کرد
    قلمرو بیزانس در زمان میخائیل سوم شبه جزیره بالکان ، ایتالیا، آسیاى صغیر و قسمتهائى از سوریه و مصر و لیبى بود.
    بعد که با عربها درگیر شدند سوریه و مصر و لیبى را از آنها پس گرفتند، آسیاى صغیر و شبه جزیره بالکان براى آنها باقى ماند

    احضار"امام هادی" ازمدینه به سامرادر سال 235

    ولادت  امام حسن عسکری(ع) در سال 232 قمری در مدینه  بود-یعنی امام عسکری3ساله بودکه به سامرا(همراه پدر)آمدند

     در کتب تاریخی معتبر،جنگ های گوناگون بین ایران و روم بیان شده است و از آن میان، می توان به حنگهایی اشاره کرد که امکان اسارت ملیکا نوه ی امپراتور روم در آن ها قابل پذیرش است. مسعودی درکتاب معتبر خود مروج الذهب می نویسد: امام هادی(ع)  در سال 235 قمری از سوی متوکل عباسی از مدینه به سامرا احضار گردید و به ب درآن مکناچاردرآن اقامت گزدید.

     نرجس نوه یشوعا بن قیصر روم می باشد که از نسل شمعون وصی حضرت عیسی(ع است.نرجس به صورت ناشناس با لشکریان پدرش، برای مداوای مجروحین جنگ، همراه شد و این جنگ در جنوب شرقی اروپا با مسلمین اتفاق افتاد. شاهزاده به اسارت گرفته شد ولی احدی مطّلع نشد که او دختر قیصر روم است

    شيخ صدوق مي ‏نويسد: «نرجس در قصر قيصر روم شرقي، جد پدري خود، رشد كرد. ». منظور از قيصر در اين عبارت، همان قيصر است، با صفاتي كه گفته شد.

    جدّ مادري نرجس، شمعون است كه برخي از صفات معنوي و روحاني و حق‏ جويانه ی نرجس، ارمغان اين بزرگ‏مرد مسيحیت است. حضرت ولي عصر علیه السلام پس از ظهور سخني دارد به بلنداي آفتاب و زيبايي مهتاب؛ مي ‏فرمايد:
    «يا معشر الخلائق! … اَلا و من اراد ان ينظر الي عيسي و شمعون فها انَا ذا عيسي و شمعون … »
    اي مردم … بدانيد اگر كسي بخواهد عيسي و شمعون را بنگرد همانا من عيسي و شمعون هستم.
    حضرت با اين جمله جدّ مادري خويش را كه ريشه دوم اوست، معرفي نموده و با اين سخن نقش عظيم مادر را بيان مي‏ فرمايد.
    شمعون صفا، فرزند حمون، جد مادري بانو نرجس است. او پس از عروج مسيح علیه السلام با يك انتصاب الهي، جانشين عیسی شد و به عنوان وصيّ حضرت مسيح در تاريخ شناخته شد. احاديث بسياري وجود دارد كه شباهت منصب ولايي حضرت علي علیه السلام و شمعون صفا را نمايانگر است و که به علت اختصار از ذكر آنها معذوريم.

    در باره عظمت شمعون كتب تاريخي غرب مُهر سكوت را شكسته و مي‏ نويسند:
    «در عيد نزول الواح موسي علیه السلام، پنجاه روز پس از احياي مسيح، شمعون الصّفا در بين جماعت مردم وعظ و خطابه كرد.»
    در كتاب “اعمال رسولان” که لوقا آن را در احوال حواريون نگاشته است، آمده است: «در آن روز شمار پيروان مسيح به قريب ۳۰۰۰ نفر افزايش يافتند»
    اين سخن ميزان تأثير كلام شمعون را مي ‏رساند و نشان از بزرگي او دارد.
    پيامبر گرامي اسلام در باره شمعون مي‏ فرمايد:
    «… آن هنگام كه اراده خدا بر غيبت عيسي قرار گرفت، بر او وحي شد كه نور و حكمت الهي و دانش كتابش را به شمعون بن‏ حمون صفا به وديعه گذارد و او را جانشين خود بر مؤمنين قرار دهد. عيسي نيز چنين كرد … »
    گفتني است كه شمعون وصي حضرت عيسي است و يحيي وصي شمعون است و فرزندان شمعون قبل از شهادت يحيي توسط خودِ وی به وصايت منصوب شدند و در طول تاريخ درخشش فراواني داشتند.
    شمعون صفا، به تصریح قرآن در سوره (يس) آيه ۱۴ سومين سفير حضرت عيسى (عليه السلام) به انطاكيه است.

    در روم شرقی به امپراطور قیصر گفته نمی شده، بلکه در امپراطوری بیزانس، لقب قیصر را به ولیعهد پادشاهان اختصاص می دادند.  لقب قیصر را به پسر بعدی خود یا یکی از نزدیکان موثر خود اختصاص می داد. حتّی گاهی لقب قیصر به پدر پادشاه نیز اطلاق شده است./منبع:مهدی ویکی پدیا

    بشر بن‌سلیمان‌ است‌ که‌ می‌گوید: وقتی‌ نرجس‌ را نزد مولایم‌ امام‌ علی‌ النقی‌ آوردم‌، ایشان‌ خادم‌ خود را به‌ نزد حکیمه‌ فرستاد و چون‌ حکیمه‌ وارد شد حضرت‌ به‌ او فرمود:
      ای‌ دختر رسول‌ خدا او را به‌ خانه‌ خود ببر و واجبات‌ و سنتها را به‌ وی‌ بیاموز که‌ او همسر ابومحمد و مادر قائم‌(ع‌) است‌.(1) 
     حضرت‌ زهرا(س‌). هم به خواب نرجس‌ واورا به ازدواج به دریه اش ترغیب می کند 
    شباهت حاملگی مادرحضرت مهدی با 3مادردیگر
     بارداری  (نرجس‌) مثل‌ مادر موسی‌ است‌ که‌ تا هنگام‌ ولادت‌ اثری‌ از بارداری‌ او ظاهر نشده‌ و کسی از حال‌ او آگاه‌ نگردید.(2) 
    زنانی که حاملگیشان ازدیگران مخفی بوده

    . مادر حضرت‌ ابراهیم‌(ع‌) و حضـرت‌ موسی‌(ع‌) و نجمه‌، مادر امام‌ رضا(ع‌) 

    نرجس خاتون از بارداری‌ خود اطلاع‌ داشتند ولی این رازرا ازدیگران مخفی نگه می داشت و بخاطراهمین است که  در زیارتنامه‌ خانم نرجس‌،صفت‌ "حافظ سر الله"آمده است . در زیارتنامه‌ می‌خوانیم‌: اشهد انک‌ ... و حفظت‌ سر الله و حملت‌ ولی‌ الله و بالغت‌ فی‌ حفظ حج الله; شهادت‌ می‌دهم‌ که‌ تو ... و نگاه‌ داشتی‌ راز خدا را و ولی‌ خدا را حمل‌ کردی‌ و در نگهداری‌ حجت‌ خدا تلاش‌ کردی‌.
    اشهد انک‌ احسنت‌ الکفال و ادیت‌ الامان و ...; شهادت‌ می‌دهم‌ که‌ به‌ راستی‌ تو نیکو پرستاری‌ کردی‌ [از امام‌ زمان‌(ع‌)] و ادا کردی‌ امانت‌ را و ...
    پس‌ از تولد امام‌ زمان‌(ع‌) مدت‌ زیادی‌، امام‌ حسن‌ عسکـری‌(ع‌) در زندان‌ بودند و در نتیجه‌ تـربیت‌ و حفظ و سرپـرستی‌ فـرزند بـزرگوار ایشان‌ به‌ نــرجس‌، بعنوان مادربوده است.

    ورود دخترپادشاه روم""یشوعا"" ازچه سالی درسامرابوده است

    از  امام صادق و امام رضا (ع) نقل است که گفته اند: حضرت نرجس خاتون هنوز به دنیا نیامده بود.
     نرجس خاتون هنگامی که مسیحی بوده است و چون اسلام بر او عرضه شد با جان دل پذیرفت و مسلمان خالص شد

    مقام شفاعت نرجس خاتون 
    از آیت‌الله حاج‌ شیخ‌ عبدالکریم‌ حائری‌ یزدی‌ نقل است:
    آنگاه‌ که‌ در سامرا بودیم‌، بیماری‌ وبا و طاعون‌ شیوع‌ پیدا کرده‌ و هر روز عده‌ای‌ مبتلا شده‌ و می‌مردند. روزی‌ گروهی‌ از اهل‌ علم‌ در منـزل‌ مـرحوم‌ سید محمد فشارکی‌ بودند که‌ میـرزا محمد تقی‌ شیـرازی‌** به‌ مجلس‌ آنها وارد شدند. ایشان‌ در مقام‌ علمی‌، هم‌سطح‌ با مـرحوم‌ فشارکی‌ بودند. در آنجا صحبت‌ از وبا و طاعون‌ و خطرات‌ آنها شد میــرزای‌ شیــرازی‌ فــرمود: اگــر من‌ حکمی‌ کنم‌ آیا انجام‌ می‌شود؟ همه‌ گفتند: بلی‌.
    فـرمود: من‌ حکم‌ می‌کنم‌ که‌ شیعیان‌ سامــرا از امــروز به‌ مدت‌ ١٠ روز زیارت‌ عاشورا بخوانند و ثواب‌ آن‌ را هدیه‌ به‌ روح‌ شریف‌ نــرجس‌خاتون‌، والده‌ ماجده‌ حضــرت‌ حج(ع‌)، نمایند و ایشان‌ را نــزد فــرزندش‌ شفیع‌ نمایند که‌ ایشان‌ شفاعت‌ امتش‌ را نزد خدا بکند، من‌ ضامن‌ می‌شوم‌ که‌ هر کس‌ چنین‌ کند مبتلا به‌ وبا و طاعون‌ نشود.
    آیت‌الله حائری‌ یزدی‌ فرمود: شیعیان‌ مقیم‌ سامرا اطاعت‌ کرده‌ و زیارت‌ عاشورا را خوانده‌ و هدیه‌ به‌ نرجس‌خاتون‌ کردند. پس‌ از آن‌ تلف‌ شدن‌ شیعیان‌ متوقف‌ شد و همه‌ روزه‌ عده‌ای‌ از عامه‌ می‌مردند واین‌ مطلب‌ به‌ قدری‌ واضح‌ بود که‌ آنان‌ از خجالت‌، مردگان‌ خود را شبها دفن‌ می‌کردند.(3) 
    با توجه‌ به‌ این‌ جریان‌ که‌ پسر بزرگوار آیت‌الله حائری‌ یزدی‌، موسس‌ حوزه‌ علمیه‌ قم‌، از پدر خویش‌ نقل‌ می‌کند، مقام‌ و عظمت‌ بانو نرجس‌ به‌ حدی‌ است‌ که‌ برای‌ توسل‌ به‌ امام‌ زمان‌(ع‌) از ناحیه‌ ایشان‌ بهتر می‌توان‌ وارد شده‌ و حاجتهای‌ دنیوی‌ و اخروی‌ را درخواست‌ کرد.

     اسارت نرجس خاتون :
    عده ای به جریان اسارت نرجس خاتون به دیده تردید نگریسته 
    مرجع فقید شیعه، مرحوم آیت‌الله میلانی پس از نقل گزارش نرجس‌خاتون به نکات ارزشمندی از متن گزارش اشاره نموده، می‌فرماید: 
    برخی از دشمنان اهل بیت در این مسائل ابراز تردید می‌کنند و می‌گویند: در ایام ولادت حضرت بقیةالله(ع) در میان مسلمانان و مشرکان جنگی روی نداده است.سپس سبب تشکیک و تردید آنان را دو چیز بیان می‌فرماید:
    1. بی‌خبری آنان از تاریخ؛
    2. دشمنی آنان با حق و حقیقت. (4)
    لازم به ذکر است که پس از تثبیت حکومت اسلامی و گسترش نفوذ فرهنگ اسلامی در کشورهای همسایه، جنگ و گریزهای بسیاری بین روم شرقی و مسلمانان صورت گرفت که مورخان عرب و روم زوایای گوناگون آنها را ترسیم نموده‌اند. مسلمانان چند بار تا دروازه‌های قسطنطنیه پیش رفتند از طرف دیگر، روم نیز آرام نبود و دست به تجاوزات محدود و گاهی گسترده‌ای علیه مسلمانان می‌زد(5)
     محل تلاقی و تجمع اعراب و رومیان، منطقی سرسبز «بدرولیه» بود که رودخانة زلالی در آن جریان داشت(6)
    جنگ‌های متعدد و گاه خونینی در سال‌های 239 ـ 253هـ.ق بین سپاه روم و اسلام گزارش شده است که همراه با اسیران و کشته‌های فراوانی بودده است. این جنگ‌ها در دوران حکمرانی متوکل (232 ـ 248هـ.ق)، منتصر (6 ماه)، مستعین (248 ـ 252هـ.ق) و معتز (252 ـ 255هـ.ق) به صورت پراکنده ادامه داشت.(7) در این دوره «میخائیل سوم» امپراطور روم شرقی بود(8)

    اسارت نرجس خاتون درچه سالی بوده
    حضور نرجس در خانة اهل بیت حداقل از سال 253ق. اثبات شده است، تولد امام زمان(ع) در سال 255ق  بوده است ، با تطبیق حوادث و رخدادهای دهة پنجاه و جنگ اعراب و روم، اسارت او به دست مسلمانان در همین سال‌ها بود.
    در زمان حیات امام هادی وامام حسن عسکری (ع) جنگهای‌ بین‌ مسلمانان‌ و رومیها در کتب‌ تاریخی‌ اسلام‌ و غرب‌ ذکر شده‌ است‌ که‌ با توجه‌ به‌ آنها می‌توان‌ به‌ صحت‌ خـروج‌ بانو نـرجس‌ از روم‌ به‌ سوی‌ سامـرا پی‌ بـرد.از طرفی برای اثبات وجود جنگ میان رومیان ومسلمانان به راحتی میتوان از روی وقایعی که رخ میداده این ادعا را ثابت کرد
    قلمرو بیزانس در زمان میخائیل سوم شبه جزیره بالکان ، ایتالیا، آسیاى صغیر و قسمتهائى از سوریه و مصر و لیبى بود.
    بعد که با عربها درگیر شدند سوریه و مصر و لیبى را از آنها پس گرفتند، آسیاى صغیر و شبه جزیره بالکان براى آنها باقى ماند(9)

    1- در نتیجه‌ جنگهای‌ اعـراب‌ و روم‌ جـزیـره‌ کـرت که‌ از جـزایـر مدیتـرانه‌ است‌ و در جنوب‌ یونان‌ واقع‌ شده‌ و متعلق‌ به‌ آن‌ کشور است‌ به‌ تصـرف‌ مسلمانان‌ در آمد. در اواخـر سال‌ ٢١٢ هجـری‌ سپاه‌ اسلام‌ با ده‌ هـزار نیـروی‌ سپاهی‌ وارد این‌ جـزیـره‌ شده‌ و آن‌ را به صورت‌ پایگاهی‌ برای‌ حملات‌ خود به‌ جـزایـر دیگـر در آوردند و سپس‌ بـر جـزیـره‌ سیسیل‌ تسلط یافتند و در سال‌ ٨٢٩ مسلمانان‌ موفق‌ به‌ تسخیـر شهـر"آموریوم‌"که‌ مهد خاندان‌ سلطنتی‌ بود شدند. در -تاریخ‌ تمدن‌-ذکر شده‌ است‌ که‌ در سال‌ ٧١٨م‌ نیروی‌ دریایی‌ بیزانس‌، عربها را از قسطنطنیه‌ پس‌ راند و در سال‌ ٩۶١م‌ جزیره‌ کرت‌ را که‌ به‌ دست‌ عربها افتاده‌ بود تصرف‌ کرد.(10) 

    2- از مجموع گزارشات تاریخی چنین به دست می‌آید که در سال 241هـ.ق رومی‌ها به عین‌زربه حمله و ساکنان آن جا را اسیر کردند. در همین سال، اسیران دو طرف مبادله شدند. در سال 241 الی 242 هـ.ق رومی‌ها به سرزمین‌های شمالی عراق حمله کردند و در «شمشاط»، «آمد» و «تفریق» 10 هزار تن از مسلمانان را اسیر کردند و بعد به سرزمین‌های روم بازگشتند. مسلمانان به تعقیب آنان پرداختند. امپراتور میخائیل سوم با دشواری فراوان خود را نجات داد. این حملة شدید، آغاز دوره‌ای از درگیری‌های طولانی میان دو طرف به حساب می‌آید. امیر عمر بن عبیدالله و امیر طرطوس در پاسخ به حملة رومی‌ها به شمال عراق، به سرزمین‌های روم حمله کردند. متوکل، خلیفة عباسی در سال 244 هـ.ق سپاهی را به سوی روم اعزام کرد. این سپاه دژهایی را که مهم‌ترین آنها دژ سمالو بود را فتح کرد.
    اوضاع در مرزها همچنان ناآرام بود و طرفین به حملاتی علیه یکدیگر دست می‌زدند؛ تا این که مسلمانان به فرماندهی عمر بن عبدالله اقطع در سال 247 هـ.ق شکستی سهمگین بر امپراتور روم وارد کردند و در پی آن به داخل سرزمین‌های روم راه یافتند و ثغرا ارمیناک را خراب و سامسون را فتح کردند. ورود نیروهای اسلام به این بنادر، تهدید جدی بر ضد امپراتوری روم به حساب می‌آمد. امپراتور روم به این تجاوز واکنش نشان داد و سپاهی عظیم بالغ بر 50000 نفر جنگجو به فرماندهی بتروناس برای جنگ با مسلمانان ارسال کرد. دو سپاه در محلی به نام بوزون، بین دریاچه تاتا و رودخانة هالیس، با هم نبرد کردند. در این جنگ، عمر بن عبیدالله کشته شد. علی بن یحیی ارمنی در سال بعد در جنگی که برای انتقام گرفتن از قتل عمر رخ داده بود، کشته شد. کشته شدن این دو فرمانده، تأثیر بسیاری بر بیداری روحیة جهاد در مسلمانان داشت؛ به طوری که مردم بغداد و سامرا در مساجد و گذرگاه‌ها فریاد‌های جهاد و آماده‌باش سر دادند. 
    پس از پیروزی رومی‌ها، مناطق مرزی دستخوش تغییرات بسیاری شد و مسلمانان توانستند دژهای دیگری را تصرف نمای د و به داخل کبادوکیا در شرق رودخانه هالیس نفوذ کنند. این درگیری‌ها به صورت متناوب در سال‌های بعدی هم ادامه داشت.

    3- در سال 248هـ.ق جنگ سختی بین مسلمانان و رومیان به وقوع پیوست. ابن اثیر دربارة حوادث این سال 
    در این سال، «المنتصر» خلیفة عباسی لشکر عظیمی را که اکثر آنان از ترکان بودند، به سوی بلاد روم اعزام کرد. این جنگ برای خارج کردن قوای روم از سرزمین‌های اسلامی که در سال223هـ.ق در جنگ عموریه به دست آورده‌ بودند، صورت گرفت.(11)
    فازیلیف، مورخ مشهور روسی، می‌نویسد: در سال 248هـ.ق سردار مسلمانان با رومیان پیکار کرد. بسیاری از اشراف و بزرگان روم را اسیر کرد.(12)

    4- فازیلف روسی در کتاب تاریخ العرب و الروم (13) در طی حوادث سال 241 هجری میان مسلمانان به سرکردگی عمر بن عبدالله قطع و جعفر بن علی سائقه با قوای روم جنگی روی داد که شخص قیصر نیز در آن جنگ شرکت داشت. و از هر طرف جمع کثیری به قتل رسانیدند و بعد از آن به سوی ثغور جوریه حمله کردند و اموال و ناموس مردم را به غارت بردند. (14) وی همچنین مینویسد
    : در سال 247 الی 248 بلکا جور سردار مسلمین با رومیان جنگید و طی آن بسیاری از اشراف روم اسیر شدند.(15) در این سال، در جنگی دیگر، علی بن امِنی، یکی دیگر از فرمانده‌هان مسلمانان، به قتل رسید.

    5- تاریخ‌نگارانی‌ مثل‌ ابن‌اثیر و طبری‌ از جنگهای‌ پراکنده‌ای‌ بین‌ اسلام‌ و روم‌ از سال‌ ٢۴٠ تا ٢۵٣ ه.ق‌ خبر می‌دهند که‌ در خلال‌ این‌ جنگها از هر دو طرف‌ عده‌ای‌ اسیر شده‌اند.(16) 

    نرجسن درسال٢۵٣ به اسارت درآمد
    درکتاب"الکامل‌ فی‌ التاریخ‌"ابن‌اثیر آمده‌: در جریان‌ جنگی‌ بسیار سخت که‌ در سال‌ ٢۵٣ بین سلیمان بن عمران الاذی و عنتره درگرفت و افراد زیادی کشته و اسیر شدند. در این جنگ، پیروزی با سلیمان بود و از بزرگان هم بیش از 100 نفر اسیر شدند. و برخی‌ از شاهزادگان‌ و بزرگان‌ در آن‌ به‌ اسارت‌ مسلمانان‌ در آمدند; نـرجس‌ به‌ جمع‌ اسیـران‌ پیوسته‌ و به‌عنوان‌ کنیز در معرض‌ فروش‌ قرار می‌گیرد.(17) 

    6- طبری دربارة حوادث سال 241هـ.ق می‌نویسد:
    در این سال، رومی‌ها به «عین زربه» حمله کرده، همه ساکنانش را اسیر کردند و اموالشان را به غارت بردند
    وی دربارة حوادث سال 242هـ.ق می‌نویسد:
    در این سال، رومی‌ها به «شمشاط» (سرزمین‌های شمالی عراق) حمله کردند. آنان با هجوم به «شمشاط»، «آمد» و «تفریق»، 10000 تن از مسلمانان را اسیر کردند.
    نیز دربارة حوادث سال 244هـ.ق می‌نویسد:
    در این سال، متوکل بغارا از دمشق به جنگ روم فرستاد. وی در ماه ربیع الاخر با رومیان وارد جنگ شد و صلمه را فتح کرد.

    7- مروج الذهب و تاریخ طبری (18)درباره ی جد نرجس خاتون معتقدند که او یا توفیل، پادشاه روم در زمان معتصم عباسی است که در زمان پادشاهی وی "عموریه" فتح شد، یا میخائیل بن توفیل (میخائیل سوم )بوده است که بنابر نقل عمر بن جریر طبری، در وقایع سال 223، جنگی بین او و معتصم واقع شد و تا سال 245 یعنی معاصر متوکل عباسی هنوز به عنوان امپراتور روم ذکر شده است وجنگهایی بین او ومسلمانان رخ میداده است . (19) 
    این مطلب، هم تأییدی است بر ملیت ایشان و هم تأییدی بر وقوع جنگ در سالهای مورد اشاره.
    8- کلینی در کتاب خود عنوان میکند پس از سال 242 جنگهای عمده ای بین عباسیان و رومیان وجود داشته (20)
    احضار"امام هادی" ازمدینه به سامرادر سال 235
    9- در کتب تاریخی معتبر،جنگ های گوناگون بین ایران و روم بیان شده است و از آن میان، می توان به حنگ هایی اشاره کرد که امکان اسارت ملیکا نوه ی امپراتور روم در آن ها قابل پذیرش است. مسعودی درکتاب معتبر خود مروج الذهب می نویسد: امام هادی(ع)  در سال 235 قمری از سوی متوکل عباسی از مدینه به سامرا احضار گردید و به طور اجباری درآن مکان اقامت گزید.

    ولادت  امام حسن عسکری(ع) در سال 232 قمری در مدینه  بود و از همان سالها – چنان که در تواریخ  نوشته اند- جنگ های میان سپاه اسلام و روم شرقی یا شهر بیزانس(ترکیه فعلی) و روم غربی( ایتالیای امروزی) و متصرفات آن به وقوع پیوسته است؛ از جمله به طوری که در الکامل ابن اثیر و منابع دیگر تاریخی نوشته¬اند، در سال های 240، 244،248، 249 و 253 هجری، جنگ هایی بین قوای اسلام و روم شرقی درگرفته و در خلال آن ها اسیرانی از طرفین مبادله شده است. (21)

    10- یاقوت می‌نویسد: 
    در واقعة «یرموک» قیصر روم تا انطاکیه آمده بود که جنگ را از نزدیک رهبری کند. هنگامی که مطلع شد رومیان شکست خورده‌اند، انطاکیه را به قصد قسطنطنیه ترک کرد.
    قیصر به هنگام ترک انطاکیه خطاب به تپه‌های شام گفت: «ای شام! خداحافظ،‌ دیگر امید ندارم که به سوی تو بازگردم».(22) 

    11- شکیب ارسلان در گزارش خود می‌نویسد:
    به سال 244 ق. سپاه اسلام به فرماندهی عباس بن فضل از راه دریا با رومیان جنگیدند، چهل کشتی جنگی رومیان برای مقابله با سپاه اسلام وارد معرکه شد. پیکار سختی درگرفت. رومیان شکست خوردند و مسلمانان ده کشتی را با سرنشینان آن‌ها از آنان به غنیمت بردند.
    سپس عباس به جنگ «قیصر» رفت، در آنجا مردی را اسیر کرد. او نقطه‌ای از حصار شهر را به عباس نشان داد. 
    عباس از همان نقطه به شهر رخنه کرد و وارد نبرد شد. مردم شهر درهای شهر را گشودند و تسلیم سپاه اسلامی شدند و غنایم فراوانی نصیب مسلمانان گردید.
    متعاقب آن پادشاه قسطنطنیه سیصد کشتی جنگی پر از سرباز به جنگ مسلمانان فرستاد، همین که به « سرقسوسه» رسیدند، عباس با سپاهیانش به جنگ آن‌ها رفت و رومیان را شکست داد، و یکصد کشتی را از آن‌ها به غنیمت گرفت.(23)
    هنگامی که "هرقل "پیشرفت سریع مسلمانان را مشاهده کرد خطاب به رومیان گفت: ای سپاه روم مطمئن باشید که مسلمانان به شهرهایی که فتح کرده‌اند بسنده نمی‌کنند، تا آخرین شهر شما را فتح کنند، زنان و کودکان شما را اسیر بگیرند و شاهزادگان شما را بردة خود سازند. بیایید از حریم خود و امپراتور خویش دفاع کنید.(24)

    12- شیخ کامل سلیمان در یوم الخلاص مینویسد:

     مادر امام عصر، نرجس دختر یشوعا بن قیصر روم می باشد که از نسل شمعون وصی حضرت عیسی(ع است.نرجس به صورت ناشناس با لشکریان پدرش، برای مداوای مجروحین جنگ، همراه شد و این جنگ در جنوب شرقی اروپا با مسلمین اتفاق افتاد. شاهزاده به اسارت گرفته شد ولی احدی مطّلع نشد که او دختر قیصر روم است.(25)

    سال ازدواج امام حسن عسکری با نرجس خاتون
    آیت الله میلانی در کتاب قادتنا نیز به همیم مورداشاره می کند: احتمال می رود این اسرا در سال 252 هجری به بغداد رسیده باشند وامام هادی(ع) شاهزاده " نرجس" را در همان سال یا سال بعد به عقد امام حسن عسکری(ع) درآورده باشد و امام زمان (عج) در سال 255 هجری متولد شده باشد(26)

    مبادله اسراء:
    1- در عاشورای 231ق. (برابر با سپتامبر 845 م.) اسیران جنگی میان مسلمانان و رومیان مبادله شد.
    تعداد اسیران مسلمان را که در آن روز بازخرید کردند 4460 نفر نوشته‌اند.(27) و در این زمان بود که نواحی «آدانا» به دست مسلمانان فتح شد(28)

    2- مسعودی به هنگام بررسی مبادله و بازخرید اسرای جنگی در میان مسلمانان و رومیان می‌نویسد: 
    سومین بازخرید اسیران در خلافت الواثق بالله درمحرم 231ق. بود، که امپراتور در آن زمان «میخاییل بن تئوفیل "بود، و سرپرست این بازخرید از طرف خلیفه، خاقان ـ غلام ترک خلیفه ـ بود. در این تاریخ 4362 نفر اسیر مسلمان در ظرف ده روز بازخرید شدند. (29)
    چهارمین بازخرید اسیران در زمان متوکل، در شوال 241 ق. بود، و سرپرست این بازخرید از طرف خلیفه «شنیف» بود. در این تاریخ 2200 نفر اسیر بازخرید شدند.(30)
    3- یعقوبی ـ  نیز گزارشی از مبادله و بازخرید اسیران در عهد متوکل در تاریخ ارزشمند خود آورده است.(31) 

    4- طبری در حوادث 241 ق. می‌نویسد: 
    تئودوره، مادر میخاییل و امپراتور روم، شخصی را به نام «جرجیس بن فرنافس» برای بازخرید اسیران رومی به نزد متوکل فرستاد. تعداد اسیران رومی در دست مسلمانان در حدود 20000 نفر بودند.
    می گوید: این مبادله و بازخرید اسیران در روز 12 شوال 241 ق. انجام پذیرفت. و تعداد اسیران مسلمان 758 نفر بود، که 125 نفر آنان را زنان تشکیل می‌دادند. (32)
    5- درکتاب تاریخ الخلفاء آمده : به هنگام فتح «عموریه» رومیان 30000 نفر کشته دادند و 30000 نفرشان به اسارت رفت.(33)
    6- مسعودی در ضمن شرح حال «میخاییل بن تئوفیل» می‌نویسد: 
    شخصی به نام «ابن بقراط» از شاهزادگان پیشین از اهل «عموریه» در امپراتوری میخاییل با وی به منازعه پرداخت، میخاییل در برابر او صف‌آرایی کرد و همة زندانی‌های مسلمان را برای نبرد با او از زندان آزاد کرد با ساز و برگ نظامی آن‌ها را مجهز کرده و به نبرد ابن بقراط فرستاد. بدین وسیله بر او پیروز شد.(34)

    7- طبری نیز در حوادث سل 241هـ.ق می‌نویسد در این سال بین مسلمانان و رومیان تبادل اسرا صورت گرفت.تعداد اسرای مبادله شده مسلمانان را 1748 نفر زن ذکر کرده‌اند.(35)

    8- طبری در حوادث سل 245هـ.ق می‌نویسد:و بعث مَلِک الروم فیها بأسری من المسلمین... 
    در این سال، حدود 77 نفر از اسیران مسلمانان با رومیان مبادله شدند.(36) 

    9- در تاریخ طبری، در حوادث سال 246 آمده است: نصر بن الازهر شیعی، (فرستاده متوکل به روم برای پرداخت فدیه به منظور آزاد کردن اسیران) می گوید: «وقتی به قسطنطنیه رسیدم، با همان لباس و شمشیر و خنجر و کلاهی که داشتم، به سرای قیصر میخائیل رفتم. بین من و دایی قیصر که سرپرست وی بود، مناظره ای در گرفت »با توجه به این مطلب می فهمیم جنگهایی بین رومیان ومسلمانان بوده که شخصی از طرف اعراب به نمایندگی آمده تااسراء راآزاد کند (37)


    این مطلب تا کنون 20 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : مسلمانان ,رومیان ,شمعون ,نرجس ,اسیر ,امام ,نرجس خاتون ,اسیر شدند ,بازخرید اسیران ,امام هادی ,آسیاى صغیر ,سامرا احضار گردید ,مسعودی درکتاب معتبر ,برای مداوای مجروحین ,مسلمین اتفاق افتاد ,
    نرجس خاتون کیست -داستان ازدواج امام حسن عسکری

تبلیغات


    محل نمایش تبلیغات شما

پربازدیدترین مطالب

آمار

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده